بر اساس اين طرح توجه برنامه ريزان بيشتر بر ضرورت آموزش مهارت هاي اجتماعي در بدو ورود دانش آموزان به مدرسه است پس از آن دانش آموز با ورود به دوره متوسطه ( اول راهنمايي) پس از كسب مهارت‌ها و دانش عمومي در دوره متوسطه دوم عمدتاً‌ به دنبال آموزش‌هاي تخصصي مي‌رود تا جاييكه برنامه ريزي ها بيشتر به سمتي است كه به مسايل آموزشي توجه ويژه مي شود و نگاه يك نگاه آموزشي مي‌شود تا يك نگاه پرورشي.سن 4 سال تمام و 5 سال تمام براي آموزش‌هاي «پيش‌دبستاني» تعريف شده است و از 6 سال تمام دوره ابتدايي آغاز مي‌شود . پس از اين دوره، سه سال به دوره متوسطه اول اختصاص مي‌يابد كه اين دوره نيز عمدتاً‌ يك دوره عمومي است و پس از آن در دوره سه‎ساله متوسطه دوم شخصيت دانش‌آموز شكل مي‌گيرد و چون پيش از آن فرصت بيشتري داشته و موفق شده است تا مهارت‌ها و توانمندي‌هاي خود را بيشتر و بهتر بشناسد بنابراين مي‌تواند رشته تخصصي خود را بهتر و واقع‌بينانه‌تر انتخاب كند.

براي تربيت نيروي متخصص و متعهد در جامعه بايد توجه به دوره ابتدايي به عنوان يك اصل در آموزش و پرورش مطرح شود ، با اجراي ساختار جديد دوره 6ساله ابتدايي از جهت وزن و جايگاه با دوره متوسطه اول و دوم (راهنمايي و دبيرستان) برابري مي‌كند و حتي سهم بيشتري نيز در زمينه تعليم و تربيت دانش آموزان برعهده خواهد داشت.اگر بخواهيم در بحث تعليم و تربيت، بحث تربيت را پررنگ ببينيم، دوره ابتدايي بسيار پررنگ‌تر از ساير دوره‌هاست، اين كه به لحاظ كمي و تعداد سال‌ها، ابتدايي با متوسطه برابر تعريف شده نشان مي‌دهد كه سياستگذاران به اين بخش توجه ويژه‌اي دارند. اگر بخواهيم انسان موثرتر و مولد داشته باشيم، بايد به دوره آموزش عمومي توجه ويژه نشان دهيم. دانش‌آموزان در دوره ابتدايي فرصت بيشتري براي شناسايي توانمندي و استعداد خود دارند. با يك سال افزايش دوره ابتدايي، اين فرصت طولاني‌تر مي‌شود. 6 ساله شدن ابتدايي ارائه فرصت بيشتر به خانواده‌ها و دانش‌آموزان در شناسايي استعدادهاست، چون اين امر در دوره ابتدايي صورت مي‌گيرد.

بر اين اساس اين طرح مدنظر قرار گرفت و حُسن آن نيز اين است که دوره اول آموزش کودکان (دبستان) دوره اي است که دانش آموز را براي کسب مهارتهاي زندگي اجتماعي آماده مي کنيم تا بتواند زندگي مطلوب را که همان زندگي عجين با آداب و مهارتهاي اسلامي است، تجربه کند. اگر بخواهيم چنين موضوعي را به دانش آموز بياموزيم، 6 ساله شدن دوره ابتدايي حاکي از اين است که توجه برنامه ريزان نسبت به ضرورت آموزش مهارتهاي اجتماعي بيشتر است و هم خانواده و هم دانش آموز اهميت اين دوره را بهتر درک مي کنند.

* نگاه ها در راهنمايي و دبيرستان عمدتاً «آموزشي» است تا «پرورشي» . بر اين اساس اگر ساختار « 3 ، 3 ، 6 » محقق شود، حداقل به مدت «يک سال» فرصت بيشتري مي يابيم تا وقت بيشتري را به مسايل تربيتي و مهارتي دانش آموزان اختصاص دهيم، يعني تمام مسايلي که مربوط به تربيت «انسان» به معناي واقعي آن مي شود.

* امکان «انتخاب رشته» واقع بينانه در دبيرستان با 6 ساله شدن ابتدايي

* وزن دوره 6 ساله ابتدايي با متوسطه اول و دوم برابري خواهد کرد

با توجه به وجود سه دوره تحصيلي در نظام آموزش و پرورش تاکنون توجه چنداني از نظر «فضا، تجهيزات و ساماندهي نيروي انساني متخصص» به دوره ابتدايي نمي شد و به جثه دانش آموز نگاه مي کردند و اين طور تصور مي کردند که اگر دانش آموز ابتدايي تنها خواندن و نوشتن و حساب کردن را بياموزد کافي است و نگاه تخصصي و مهارتي در اين دوره ضرورت چنداني ندارد. با استقرار ساختار جديد همه متوجه مي شوند که دوره 6 ساله ابتدايي از جهت وزن و جايگاه با دوره متوسطه اول و دوم (راهنمايي و دبيرستان) برابري مي کند و حتي سهم بيشتري نيز در زمينه تعليم و تربيت دانش آموزان خواهد داشت، بنابراين همه بايد به اين باور برسند که براي تربيت نيروي متخصص و متعهد در جامعه توجه به ابتدايي مهمترين اصل آموزش و پرورش است و اگر اين گونه شود، قطعاً در دوره هاي تحصيلي بعدي هيچ مشکلي وجود نخواهد داشت.