تعریف دروغگویی

دروغ معمولا بیانی خلاف واقع یا کتمان یک واقعیت است. دروغ یک عمل روانی – اجتماعی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد. در واقع دروغ سخن یا مطلبی مغایر با حقیقت است و توسط فرد بیان می گردد.

 

اگر یک کودک یا نوجوان دروغ بگوید چه باید بکنیم؟

 والدین نمونه‌های  مهمی برای کودکانشان هستند. وقتی کودک یا نوجوانی دروغ می‌گوید، والدین باید وقتی را جهت صحبت و بحث جدی با او اختصاص دهند و در مورد موارد زیر صحبت کنند:

* تفاوت دروغ گفتن و گفتن حقیقت

* اهمیت صداقت در خانه و جامعه

* چاره‌هایی برای دروغگویی

* نتایج و پیامدهای دروغگویی

 اگر یک کودک یا نوجوان یک الگوی دروغگویی را که جدی و تکراری است گسترش و ادامه می‌دهد. ممکن است نیاز به کمک حرفه‌ای داشته باشد. ارزیابی کودک و نوجوان توسط یک روانشناس به کودک و والدین او در فهم رفتار دروغگویی کمک خواهد کرد و توصیه‌هایی برای آینده او ارائه خواهد گردید.

هدف کودک دروغگویی

هدف کودک دروغگویی و فریب دادن مردم نیست بلکه فقط می خواهد تصورات خیالی خود را که فکر می کند وجود دارد یا از آنها لذت می برد با دیگران در میان بگذارد، بعد از شنیدن داستان های تخیلی و دیدن فیلم های افسانه ای این نوع دروغگویی بیشتر می شود.دروغگویی به معنای واقعی در سنین پنج تا ده سالگی در کودکان ظاهر می شود که از نظر آینده خطرناک و وخیم است.

 

 

 

نشانه دروغگویی

دروغ نشانه وجود ناامنی و یک اغتشاش در درون وجود است. نشان می دهد که فرد نامطمئن و ناایمن بوده  و شخصیت و موقعیتش در خطر است و در مواردی نشانه احساس ضعف یا حقارت بوده و نسبت به افراد و اشخاص اعتماد ندارد.

دروغ امروز کودکان اگر چه کوچک، شیرین و خنده دار به نظر می آید ولی این خطر را دارد که کودک را در آینده به صورت فردی حیله گر درآورد و در آینده فردی شود که در سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ راه و رسم حیله گری و دروغ را در پیش گیرد، که در متزلزل کردن ارکان حیات اجتماع مؤثر است. باید اشاره داشت که دروغگویی در بین دختران بیشتر از پسران دیده می شود. هم چنین در بین افراد عصبی، ضعیف و هیجانی، ترسو، آنان که در دوران کودکی از محبت کافی محروم بوده اند، آنان که خواستار توجه افراطی جلب نظر و محبت اند و آنان که از تربیت کافی برخوردار نبوده اند بیشتر است.

 

عوامل و انگیزه های دروغگویی

آموزش نادرست خانواده است

جبران كمبودها

جلب توجه اطرافيان

ترس

انتظار و توقع بيش از حد از كودكان

 

 

ترس از مجازات

اولین علل دروغگویی کودکان که بالغ بر هفتاد درصد دروغ آنان را شامل می شود مربوط به ترس از مجازات و فرار از تنبیه است ، کودک شکستن ظرف را به گردن دیگری می اندازد و انجام ندادن تکالیف مدرسه را نداشتن چراغ برق و یا آمدن مهمان، بیماری خود و یا دیگران عنوان می کند.

* تحقیقات نشان می دهند که پانزده درصد از دروغگویی های کودکان به خاطر خودنمائی و یا حفظ غرور است.برای اینکه کودک خود را در جمع دست کم نگیرد و نشان دهد که او هم کسی است به دروغ از شخصیت خود، از اهمیت خانواده صحبت می کند، می گوید پدرم فلان مقام مهم را دارد، خانه ما نهصد اطاق دارد.

* می خواهد موقعیت خود را تثبیت کند و به جلب نظر بپردازد و تمایلات درونی خود را ارضاء کند.

از علل دیگر دروغگویی کودکان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*در مواردی که والدین و یا مربیان تکالیف زیادی را بر کودک تحمل می کنند و او توانایی انجام آنها را ندارد به دروغگویی می پردازد و می گوید که وقت ندارد، از این کار سر در نمی آورد، این کار را بلد نیست، خود را به بیماری و مریضی می زند.

*وقتی که کودک در میان دیگر بچه های خانواده نظر پدر و مادر را به خود جلب کند از دروغگویی استفاده و بهره فراوان می برد.

 *وقتی که کودک نتواند به هدف و آرزویش برسد، آرزو و اهدافش را با انجام اعمال دروغین میسر می سازد.

*کودکانی که احساس حقارت و مظلومیت می کنند از دروغگویی به عنوان وسیله ای برای انتقام گیری، دفاع و مقابله استفاده می کنند.

*کسب منافع، خود نمایی و غرور، پوشاندن لغزش و اشتباهات، بازی کودکانه، الگوی غلط تربیتی، تشویق غلط والدین و ناشیگری والدین والدین در تربیت کودکان.

خطر و زیان دروغ این است که شخصیت حقیقی فرد را به یک شخصیت تصنعی و ساختگی تبدیل می کند، اعتماد را از بین می برد، آدمی را در بین جمع بیگانه می سازد، در مواردی باعث درگیری و سوء تفاهم می شود و بدبینی را در بین مردم به وجود می آورد، ادب و اخلاق را خدشه دار ساخته و لذت زندگی کردن را ازبین می برد.

دروغ گفتن يكي از رفتارهاي متداول كودكان 4ـ5 ساله است كه از لحاظ اخلاقي اشكالي ندارد. كودكان در اين سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با ما درميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر و مادر در تأييد خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفيد است، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تا به جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته خود مي جويد و با استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد

 

 

یک روانشناس خانواده با بیان اینکه والدین در پاسخ به پرسشهای کودکان در مورد مرگ دروغ نگویند گفت:لازم نیست که همه واقعیت را بگوییم اما باید حتما واقعیت را بگوییم و همیشه با کودکان رو راست باشیم.

 دکتر هانیه رضایی روانشناس خانواده در مورد چگونگی رفتار والدین در مورد سوالهای بیشمار کودکان گفت: پرسیدن سوالهایی همچون مرده یعنی چه، من کی می میرم، یکی به من بگه کسی که می میره کجا می ره کاملا طبیعی است و نیازی به دروغ گفتن یا جواب سر بالا دادن ندارد چرا که با دروغ گفتن به کودکان، فقط باعث سردرگمی آنها می شویم و شاید حتی کودک را مجبور کنیم برای رفع عطش کنجکاویش به دیگران متوسل شود.

البته با این که هرگز نباید به فرزندانمان دروغ بگوییم، اما این اصلا به این معنا نیست که همیشه راستگو بودن سهل و آسان است، بی تردید لحظاتی پیش می آید که یافتن واژه مناسب، درست و قابل فهم برای کودک بسیار دشوار است.

توجه داشته باشید که باید در مورد موضوعی مثل مرگ، صریح و شفاف صحبت کنید. هرگز از تعابیر استعاری مثل "پدر بزرگ فقط به خواب رفته است" استفاده نکنید. این حرف که به طور شایع توسط والدین بکار می رود باعث می شود که کودک از خوابیدن بترسد یا دچار کابوس شبانه شود. همچنین نباید بگویید که "پدر بزرگ به مسافرت رفته است". چون اگر پدر بزرگ برنگردد، کودک اعتمادش را به شما از دست خواهد داد. بهترین کار این است که بر اساس اعتقاداتتان از توضیحات مذهبی استفاده کنید.وی تصریح کرد: توجه داشته باشید ساده صحبت کنید و از گیج کردن او بپرهیزید. هنگام پاسخ دادن، سن و میزان و درک او را در نظر داشته باشید؛ مثلا به یک کودک دو تا چهار ساله کافی است بگویید: وقتی انسان یا حیوانی نتواند نفس بکشد و بدنش حرکت کند مرده است. اما به کودک چهار تا 6 ساله لازم است علاوه بر آن توضیح دهید که کسی که مرده، قلبش نمی زند و چیزهایی که می میرند دیگر هرگز بر نمی گردند. سعی کنید هنگام صحبت کردن با کودک احساساتتان را کنترل کنید، زیرا ممکن است که کودک بترسد، البته این بدان معنا نیست که غم و اندوه خود را کاملا از کودک پنهان کنید.

می توانید از مثالهایی که کودک تجربه کرده است برای توضیح مرگ استفاده کنید. مثلا در مورد ماهی ای که از تنگ آب بیرون افتاده بود یا مرگ حیوان خانگی همسایه تان صحبت کنید. همچنین می توانید از مرگ برگهای درختان در زمستان بگویید تا مفهوم مرگ برایش قابل درک تر شود و به این نتیجه برسد که این موضوع یک اتفاق طبیعی است نه یک مسئله ترسناک. اگر فرزندتان بالای 6 سال دارد، لازم است برای او توضیح بدهید که "هیچ کس به طور دقیق نمی داند که چه زمانی می میرد، اما مرگ برای همه اتفاق می افتد و موضوعی کاملا طبیعی است.

ممکن است کودک از تصور این که شما نیز ممکن است روزی بمیرید نگران شود و در این مورد سئوالاتی بپرسد. متاسفانه اغلب والدین فکر می کنند اگر در مورد موضوعی که کودک را نگران کرده صحبت نکنند و سئوالات کودک را نشنیده بگیرند، به کاهش اضطراب او کمک کرده اند در صورتی که این فکر اشتباه است، زیرا این کار به جای از بین بردن اضطراب، به ترس و اضطراب بیشتر کودک دامن می زند. بهتر است به جای این کار به او بگویید که "خیلی بعید است که من قبل از پیر شدن بمیرم پس لازم نیست که در مورد این موضوع نگران باشی زیرا تا آن زمان تو دیگر بزرگ شده ای."

 

دروغگویی

همه ی ما اغلب چه بصورت شوخی و چه بصورت جدی دروغ می گوییم و آنها را نادیده می گیریم اما وقتی که کودکمان دروغ می گوید بسیار عصبانی می شویم .

از نظر پیاژه روانشناس معروف ، کودکان تا 4 سالگی برای جلب نظر والدین رفتار می کنند یعنی هر چه والدین را خوشحال می کند می گویند ، حتی اگر دروغ باشد چون معنی دروغ را نمی دانند و تا 8 سالگی خیلی خوب تقلید می کنند و اگر دروغگویی را مشاهده کنند دروغگو می شوند . اما از نظر مراحل رشد کودکان در سن 3 تا 6 سالگی داستان سرایی می کنند و اوج خیالبافی آنها 4 تا 5 سالگی است . با داستانسرایی و خیالبافی خلاف می شوند و نباید کودک را دروغگو خطاب کنید . در هفت سالگی کودک معنای دروغ را درک می کند و از مجازات آن می ترسد .

 

 

راه حل هایی برای درمان دروغگوئی کودک

* الگوی خوبی برای کودک باشید . کودکان زیر 8 سال مثل دوربین فیلم برداری هر چه را می شنوند ضبط کرده و بعداً آن را اجرا می کنند . به عنوان مثال وقتی تلفن زنگ می زند به فرزندانتان می گویید بگو بابا خونه نیست و عملاً آموزش دروغگویی می دهید .

* معنای حقیقت را به کودکان زیر 5 سال یاد دهید .

وقتی می گوئید الان میآیم گوشت را می برم بلافاصله بگوئید که شوخی است و حقیقت ندارد و حتی الامکان از این الفاظ استفاده نکنید و در زمانی که کودک تلويزیون می بیند بگوئید که کارتون است و حقیقت ندارد و پایه ی تشخیص حقیقت را بنا بگذارید .

* کودک را وادار به دروغگویی نکنید .

بعضی والدین برای توجیه رفتار کودک او را وادار به دروغگویی می کنند .

* انتظار بیش از حد توانایی از کودک نداشته باشید .

هیچ وقت به کودک نگویید همه ی نمراتش باید 20 باشد چون ممکن است این نمره را بدست نیاورد و مجبور به دروغگویی شود .

* اگر کودک را تنبیه کنید مجبور است دروغ بگوید .

* راستگویی را پاداش دهید . پاداش به راست گویی مهمتر از جریمه ی کودک به خاطر دروغگویی است . کودک را به راست گویی اش تحسین کنید . کودک لیوانی را می شکند   می گوید لیوان را شکستم تنبیهش نکنید بگویید آفرین که راست گفتی بعد روش گرفتن لیوان را به او یاد دهید .

* کودکان بالای 10 سال که دائماً دروغ می گویند ممکن است دچار مشکل عاطفی تربیتی باشند از یک مشاوره یا روانشناس کمک بگیرید .

اجــــازه بيان احساســـات

تعـــــــديل انتظارات از كــــــودكان

نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن

 

 

  راههای اصلاح و درمان دروغگویی

ثابت شده است که رفع احتیاجات ضروری، مادی، عاطفی، وحذف تنبیه و از بین بردن اعتراف واقرار به دروغگویی یا رشوه دادن به کودک اغلب کمک مؤثری بر پیشگیری و درمان دروغگویی است و اگر بتوانیم زمینه تمایل ورغبت کودک را به اصلاح خود جلب کنیم موفق تر خواهیم بود. هم چنین ایجاد محیط پر از صدق و صفا، محیطی که در آن پدر و مادر ناگریز نباشند از راه مکر و فریب، خیانت و دروغ به زندگی ادامه دهند در اصلاح فرزندان مؤثر است.

محیط خانواده و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و کودکان را از معاشران دروغ پرداز حتی آنان که به شوخی دروغ می گویند برحذر دارید زیرا کودک به تقلید از آنها می پردازد. دادن آگاهی ها و اطلاعات لازم به کودکی که در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغ گفته است، رعایت انصاف از سوی والدین در مورد فرزندان، عفو و بخشیدن، محدود کردن توقعات در حدود امکانات و توانائی های کودک، ایمن کردن کودک از مجازات و تنبیه در مواردی که عمدی در کار بوده است یا لغزش صورت گرفته است، دادن پند و اندرز، ارائه محبت کافی و مچ گیری از موارد دیگر درمان و اصلاح برای کاهش دروغگویی کودکان است. البته باید در نظر داشت که هیچ وقت نباید از تنبیه وتهدید استفاده کرد زیرا این کار چندان عملی نبوده و نشان می دهد که دیگر در تربیت کودک کار از کار گذشته است

همچنين والدين و مربيان بايد از طرح پرسشهايي كه كودك به آنها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد خودداري كنند

علت های دروغگویی

* ترس از مجازات و تنبیه شدن

 بیشتر از 70 درصد دروغگویی افراد به دلیل ترس از تنبیه شدن است .

* احساس فشار

کودک رفتاری را انجام می دهد و اصرار دارد که از دیدن شما مخفی بماند و شما با پرسش های بسیار به بازجویی او می پردازید و او برای حفظ شخصیت خود به دروغگویی و انکار می پردازد .

* ضعف و ناتوانی

در مواردی که والدین تکالیف سخت را به کودک محول می کنند و کودک قادر به انجام آنها نیست مجبور به دروغگویی می شود .

* حسادت و رقابت

زمانی که کودک می بیند برادر یا خواهرش با شیرین زبانی نظر پدر و مادر را جلب کرده اند او هم از طریق رقابت که منشائی جز حسادت ندارد می خواهد نظر والدین را جلب کند و چون قدرت انجام عمل را ندارد تن به دروغ می دهد .

* جلب توجه

گاهی اوقات شما به عنوان والدین در جمع دوستان نشسته و سرگرم گفتگو هستید و کودک را فراموش کرده یا او را بحساب نمی آورید ناگهان می بیند کودک با بیان مسأله ای که واقعیت ندارد لب به سخن می گشاید تا توجه شما را جلب کند .

* خود نمایی و غرور

غرور نشانی از خود کم بینی است . آدمی برای اینکه خود     کم بینی خود را جبران کند و خود نمایی کند به دروغ از شخصیت خود و از خانواده ی خود صحبت می کند .

* آرزو و امید

کودک آرزو دارد بتواند از درختی بالا برود پس همان آرزو را بصورت تحقق یافته مطرح می سازد .

* انتقام گیری

کودک می خواهد با زحمت انداختن والدین که آزارش داده اند انتقام بگیرد به این دلیل که روزی آنها آبروی او را نزد دوستش برده اند و تنبیهش کرده اند آنها را با دروغی مضطرب می کند . اینگونه رفتار در کودکان که احساس حقارت می کنند بیشتر دیده می شود .

* تخیل کودکانه

کودکان زیر 5 سال بین دروغ و واقعیت فرقی نمی گذارند و دروغ برای کودک تصور و خیال است نباید او را مسخره کرد یا دروغگو خواند .

* کودکان خود را تحقیر نکنید .