فصل دوم پروژه تحقیقاتی
پيشگفتار
قرن بيست و يكم و عصر ارتباطات ، جامعه امروزي را به تسخير ابزار ها و ادوات مدرن ارتباطي در آورده است و گاه بشر بدون اين ابزار ها به حدي است كه بشر احساس مي كند ، با وجود اين ابزار ها به ارتباط رو در رو و حضوري با هم نوعان خود نياز ندارد و تنها ارتباط را در قالب استفاده از ابزار و فناوري جست و جو مي كند . در صورتي كه مفهوم ارتباطات ، يكي از مفاهيم تاثير گذار در بر قراري تماس با محيط هر فرد محسوب مي شود . افرادي نيز وجود دارند كه قادر به بر قراري ارتباط مفيد و موثر با محيط اطراف خود نيستند . در اين زمينه ، اخذ مهارت هاي ارتباط بين فردي ، مانند شنيدن ، گوش دادن ، ياد گرفتن و ... موجب خواهد شد تا در مواجهه با افراد به نحوه ي ارتباط توجه كنيم . ارتباط ، يکي از قديمترين و در عين حال عاليترين دستاوردهاي بشر بوده است . در اسلام نيز آموزههاي نوراني فراواني وجود دارد که پيروان خود را به ارتباطي موفق و مؤثر فرا ميخواند .
مباني نظری تحقيق
فرايند كشف رمز و تعبير و تفسير پيامهاي كلامي را به طور فعال « شنود موثر » گويند . شنود موثر به توجه ي شناختي و پردازش اطلاعات نياز دارد ولي صرف شنيدن نياز به توجه و پردازش ندارد . بيشتر آدمها گوش شنوا ندارند كه قرآن كريم در اين باره ميفرمايد : آيا پنداري كه بيشتر آنان ( كافران ) ميشنوند يا فكر ميكنند ؟ يكي از علتهاي نداشتن گوش شنوا ، دشواري شنود موثر است . يكي ديگر از دلايل دشواري شنود موثر موانع گوناگون دروني براي تمركز فكر است . برخلاف شنيدن ، شنود موثر به تمركز ذهني كامل نياز دارد . يكي از موانع عمدهي دروني از توان انديشهي آدمي به هنگام شنود سرچشمه ميگيرد كه بسيار سريعتر از آن است كه گويندهاي بتواند احتمالا صحبت كند .
فردي كه به سخنانش گوش فرا ميدهد احتمالا با سرعت 600 تا بيش از 1000 كلمه را در دقيقه پردازش كند يا به عبارت ديگر بشنود ! با اين همه فرصت اضافي كه ذهن دارد ، جاي شگفتي نيست كه به موضوعات كاملا بي ارتباطي مانند برنامهي ناهار ، پيشبيني نتايج مسابقات ورزشي يا گلدانهاي موجود در دفتر كارتان بيفتد كه به آب نياز دارد . آدمي با مهارت شنود موثر ميتواند ديگران را بهتر بشناسد و بهتر به خواستههايش پاسخ فرا دهد و حتي همكاري بيشترشان را جلب نمايد . با اين همه مطالعات در زمينهي تمرين مهارتهاي ارتباطي نشان ميدهد كه بيشتر افراد نيازمند پرورش مهارت شنود موثر هستند زيرا هيچكس تمريني در اين زمينه نميبيند .
جدول شمارهي يك ( تمرين مهارتهاي ارتباطي براي يك فرد معمولي )
|
مهارتها |
ساليان تمرين |
كاربرد در بزرگسالي |
|
نوشتن |
14 |
كم |
|
خواندن |
8 |
قدري |
|
گفتن |
1 |
نسبتا زياد |
|
شنيدن |
0 |
بسيار زياد |
مطالات گوناگون نشان ميدهد كه مديران 45 تا 63 درصد از وقتشان را صرف شنود ميكند . برآوردها نشان ميدهد كه مديران 9 درصد روز كاري خود را به خواندن ، 16 درصد به نوشتن ، 30 درصد به گفتگو و 45 درصد را به گوش كردن ميگذرانند .
|
30% |
|
9% |
|
16% |
|
45% |
نمودار شمارهي يك ( تقسيم اوقات مدير )
برخي از محققان ارتباطات ، پژوهشي دربارهي رفتار شنودي افراد در سطح جهاني انجام داده و به نتايج زير دست يافتند :
1- دريافت از طريق شنود با موارد زير همبستگي مثبت دارد :
|
ويژگيهاي شنونده 1- تواناييهاي ذهني 2- توانايي خواندن 3- موفقيت دانشگاهي 4- واژگان گسترده 5- مجذوب پيام يا گوينده بودن 6- خستگي 7- جنسيت 8- انگيزهي خارجي 9- توان يادداشت برداري |
|
ويژگيهاي گوينده 1- سخنان شمرده 2- سلاست كلامت 3- در ديد شنونده قرار داشتن 4- اعتبار 5- نگرش مثبت به گوينده |
|
ويژگيهاي محيطي 1- درجهي حرارت 2- وضع قرار گرفتن ( نشستن ) شنونده 3- سر و صدا |
|
ويژگيهاي پيام 1- واضح و بدون ابهام بودن 2- با صداي زنده بيان شدن 3- داشتن ديدگاههاي مشابه 4- عدم تاييد انتظارات شنونده |
|
مدل دريافت شنودي |
نمودار شماره دو ( مدل دریافت شنودي )
سبك شنود
دو تن از خبرگان ارتباطات سه سبك متفاوت شنود را مورد شناسايي قرار دادهاند . بررسيهاي اين خبرگان حكايت از آن دارد كه آدميان ترجيح ميدهند اطلاعاتي را بشنوند كه به سبك شنودي آنان سازگار باشد . آنان همچنين تمايل دارند به گونهاي صحبت كنند كه با سبك شنودشان جور باشد . سبكهاي سه گانهي شنود : نتيجهاي – چرايي - فرايندي ناميده ميشوند.( رضائیان ، 1384 ، ص 11 )
سبك نتيجهاي
برخي از آدميان حاشيه رفتن را دوست ندارند ، آنان علاقمندند نتيجه ياخط پاياني پيام ارتباطي را در آغاز بدانند .
٭ سخن بسيار داري اندكی كن يكي را صد مكن صد را يكي كن « نظامي »
سبك چرايي
آدمهاي دليلگرا ميخواهند منطق آنچه را كه كسي بيان ميدارد يا پيشنهاد ميدهد بدانند .
سبك فرايندي
شنوندگان فرايندي دوست دارند موضوعات را به تفصيل مورد بحث قرار دهند .
ارتباط شنيدارى در آموزههاى قرآن كريم
شنيدن مؤثر و هدفدار ، تأثير جاودانهاى بر زندگى دنيوى و اخروى انسان دارد . قرآن كريم پيش از پرداختن به قوانين ظاهرى و رفتار شناسانه و شنوايى حسى در ارتباط شنيدارى ، بر محتواى پيام و گوش دل سپردن و شنوايى باطنى و حقيقى تأكيد كرده و مردم را به شنود مؤثر ( استماع ) فرا خوانده است .
فرايند كشف رمز و تعبير و تفسير پيامهاى كلامى را به طور فعّال شنود مؤثر گويند ، كه به توجه ي شناختى و پردازش اطلاعات نيازمند است ، در حالى كه صرف شنيدن نياز به توجه و پردازش ندارد . از آنجا كه معمولاً آدمى از نظر روانشناختى در حالت تهاجمى بيش از حالت تدافعى ارضا مىشود ، شنود مؤثر براى او دشوارتر از گفتار است . هر چند گفتن را به جان كندن و شنيدن را به جان پروردن تشبيه نمودهاند ، بايد توجّه داشت كه شنيدن براى بسيارى از مردم خستهكنندهتر از گفتن است ( اين بدان خاطر است كه توان انديشه ي آدمى و شنيدن بسيار سريعتر از گفتن است ) .
گوينده ممكن است در هر دقيقه 125 تا 150 كلمه بگويد ، در حالى كه ذهن توانايى پردازش 600 تا 1000 كلمه در دقيقه را دارد و اين فرصت اضافى موجب پراكندگى ذهن و عدم تمركز او مىشود ، به صداهاى اطراف گوش فرا مىدهد و احساسات و موانع فراوان خارجى ، مانع شنود اثربخش مىگردد از اينرو بيشتر آدمها گوش شنوا ندارند . ابزار معرفت و شناخت ظاهرى و باطنى در وجود آدمى ، همواره بايد در جهت كمال انسان به كار گرفته شود ؛ لذا در فرهنگ قرآنى ، واژههايى مانند سمع ، بصر و قلب ، نقش مهمى در شخصيت مثبت و منفى انسان دارند و خداوند كسانى را كه از اين ابزار خوب بهرهبردارى مىكنند ، مىستايد . در مقابل ، افرادى را كه در برابر اين نعمتها ناسپاس هستند و از آنها در جهت انسانى و معرفتى درست ، استفاده نمىكنند ، به شدّت مورد نكوهش قرار مىدهد و حتى آنها را تا مرحله حيوانيت و پستتر از آن تنزّل مىدهد . طبيعى است انسان مىتواند با همين گوش ظاهرى ، دريچههاى گوش باطنى را باز گشايد و حقايق جهان هستى را با آن شنود كند تا در معرض هدايت و پيام الهى قرار گيرد .
چگونه شنود اثربخش به دست آوريم ؟
مسئولانه گوش فرا دهيم
در حالى كه خداوند توانايى شنيدن و پردازش حدود 600 تا 1000 كلمه در دقيقه را به ذهن آدمى عطا فرموده است ، مسلّما انسان در مقابل اعطاى اين توانايى، بازخواست خواهد شد ، چنان كه در اين زمينه مىفرمايد:
اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ اُولـآئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْـءُولا ً گوش ، چشم و دل ، همه مسؤولاند .
سپاسگزار خداوند به خاطر شنوايى خود باشيم
وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الاَْبْصَارَ وَ الاَْفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ براى شما ، گوش ، چشم و عقل قرار داد ، تا شاكر نعمتهاى او باشيد .
خداوند را مالك شنوايى بدانيم
«اَمَّنْ يمْلِكُ السَّمْعَ وَ الاَْبْصَارَ چه كسى [ جز خداى بزرگ ] مالك [ و خالق] گوش و چشمهاست ؟
چگونه مهارتهاى شنود اثربخش را تقويت كنيم ؟
* از شنيدن استهزاى آيات الهى گريزان باشيم .
* از شنيدن شايعات بپرهيزيم .
* در مورد اخبار فاسقان تحقيق كنيم .
* به سخنان دروغگويان گوش نمي دهند .
* به آيات هدايتگر الهى باور قلبى داشته باشيم .
* بهترين سخنان را برگزينيم .
* از شنيدن سخنان بيهوده دورى گزينيم .
ويژگيهاى شخص فاقد گوش شنوا
* بدترين جنبندگان به شمار مىآيد .
* تأثير نمىپذيرد .
* بازگشتناپذير است .
* ناشنوا و عصيانگر است .
* نابخرد و نادان است .
* از شنيدن حق ناتوان است .
ويژگيهاى ارتباط گفتارى اثربخش
* رسايى و شيوايى
* تناسب با زبان مخاطب
* بيان آسان
* مهربانى در سخن
* گفتار ثابت و استوار و بدون ضد و نقيض
* مسئولانه سخن گفتن
گفتار كمنظيرترين و متداولترين عملكرد انسان است . با اين وصف ، از آنجايى كه به كارگيرى آن بسيار معمولى ، طبيعى و آسان است كمتر قدرت و توان خارقالعاده آن را در مىيابيم .گفتار گرانقدرترين ابزارى است كه در اختيار انسان است ، امّا از بيشتر كاربردهاى آن غافل مىباشد . بر اساس محاسبهاى ، حدود 42 درصد زمان در مراودههاى ارتباطى عادى توسط افراد معمولى از طريق گوش كردن و 32 درصد در صحبت كردن صرف مىشود ، اين در حالى است كه خواندن 15 درصد و نوشتن 11 درصد زمان را به خود اختصاص مىدهد . بنابراين بيشترين تأثير متقابل ميان مردم به گفتار و شنيدار بستگى دارد و كمترين آن به نوشتار . افزون بر آن ، گسترش وسايل ارتباطى همچون تلفن همراه ، راديو و تلويزيون ، ماهواره و ديگر وسايل ارتباطى كه بيشتر جنبههاى گفتارى و شنيدارى دارند اين تأثير را افزايش مىدهند . گفتار از زمان طفوليت شروع مىشود و به عنوان يك عملكرد اصلى از كل رفتار دو طرفه انسانهاست كه مهارت استفاده از زبان ، توليد خبر ، انتقال و دريافت ( Reception )، تنظيم اطلاعات و پاسخ به عقايد مردم ، براى يك ارتباط گفتارى لازم است . امروزه يكى از موضوعات مهمى كه گاه در رشته مديريت رفتار سازمانى و گاه به صورت مستقل مورد توجّه قرار گرفته است و در دانشگاههاى برخى از كشورها به عنوان يك رشته تحصيلى تخصّصى تدريس مىشود ، ارتباط گفتارى است. آيا تاكنون با خود انديشيدهايم روزانه چه زمانى را به سخن گفتن و ارتباط گفتارى با ديگران سپرى مىكنيم ؟ آيا تاكنون براى بهينهسازى اين ارتباط گفتارى ، آموزشى ديدهايم ؟ اگر پاسخ منفى است ، چه بهتر كه اين آموزش را از كلام ربّ العالمين فرا گيريم و لطايف آن را بررسى كنيم .
عواملي كه در افزايش ميزان اثربخشى سخن در مخاطبان نقش دارند عبارتند از :
* محتواى سخن ( Contqinning )
* شخصيت ( Personality )
* موضوع ( Subject )
* هنرمندى ناطق ( Eloquence )
افراد در زندگي روزانهي خود صداهاي مختلفي همچون صداي بوق اتومبيل ، پرندگان ، سر و صداي افراد و ... را همزمان ميشنوند ولي به آنها گوش نميدهند . يعني در اينجا فرآيند شنيدن حاصل شده اما شنود موثر در كار نبوده است ، وقتي فرد به يكي از اين صداها به دقت توجه نمود ، آن را تاويل و تفسير كرد و به خاطر سپارد ، امر گوش دادن يا شنود موثر به وقوع پيوسته است. ( مقیمی ، 1377 ، ص 43 )
شنود موثر در دو مرحله از فرآيند ارتباط رخ مي دهد . ابتدا بايستي گيرندة به پيام فرستنده گوش فرا دهد تا پيام را از رمز درآورد و پيام اصلي را ادراك نمايد و سپس فرستنده زماني كه تلاش ميكند از نتايج پيام ارسالي و بازخورد پيام آگاهي يابد ، بايستي يك شنوندهي موثر باشد . افراد به طور متوسط و به طور معمول در هر دقيقه بين 125 تا 200 كلمه صحبت ميكنند و شنونده متوسط و به طور معمول ميتواند بيشتر از 400 كلمه را به طور موثر دريافت كند .
مهارتهاي شنيداري خود را تقويت كنيم
بسياري از ما تصور ميكنيم گوشدادن يعني كاري نكنيم و صبر كنيم تا نوبت حرفزدن ما برسد. در حالیکه گوشدادن ، چيزي بيش از ساكت بودن و شنيدن است . دكتر « لايمن . ك . استيل» كارشناس مشهور در زمينهی گوشدادن ، معتقد است که گوشدادن شامل چهارمرحله است: شنيدن پيام ، تفسير آن ، ارزيابي كردن و واكنش به پيام. تحقیقها نشان ميدهد كه بیشتر ما به طور تقريبی 50 درصد آن چه را كه ميشنويم ، درك کرده ، ارزيابي میکنیم و به حافظه ميسپاريم و بعد از دو روز ، 50 درصد آن چه را بهخاطر سپردهايم ، بهياد ميآوريم . نتيجهی نهايي ، اين كه فقط 25 درصد آنچه را كه ميشنويم ، به حافظه ميسپاريم .در محيط كار ، هزينههاي اقتصادي ناشي از گوشدادن ضعيف ، به دلار و سنت محاسبه شده است . اين هزينه ، شامل زمان اضافي است كه صرف تكرار دستورها و توضيحهای مربوط به كاري است كه يا ناقص و يا اشتباه انجام شده است . بعلاوه برخی حادثهها و آسيبهاي جسمي كاركنان ، ناشي از گوش نكردن به دستورالعملها يا هشدارهاي قبل از انجام كار است . در ارتباط انساني ، نحوهي رابطهی ما ميتواند به ديگران ، آزار برساند . برای نمونه : اگر بهطور فعال ، گوش ندهيم يا دوستاني نداشته باشيم كه به طور مؤثر هر لحظه به درد دلهاي ما گوش دهند ، دچار آسيب رواني ميشويم . همهی ما نيازمند افرادي هستيم تا بتوانيم احساسها و فكرهایمان را با آنان در ميان بگذاريم . اگر در زندگي ، شنوندهی خوبي نباشيم ، به تدريج احساس تنهايي و انزوا ميكنيم. دوستيِ صادقانه و رابطهی صميمي با ديگران ، يكي از معجزههای گوشدادن است . ما بهطور معمول ، شيفته و جذب افرادي ميشويم كه خوب ، گوش ميدهند. اين افراد ، كساني هستند كه با آرامش و گوشدادن ، از ما حمايت ميكنند . به طور معمول ، شيفته و جذب افرادي ميشويم كه خوب ، گوش ميدهند. اين افراد ، كساني هستند كه با آرامش و گوشدادن ، از ما حمايت ميكنند.
چرا گوش نميدهيم ؟ ظرفيت گوشدادن ما در هر دقيقه ، 400 تا 600 كلمه است ، در حاليكه ميانگين سرعت بیان كلمهها ( حرف زدن ) ، 125 كلمه در هر دقيقه میباشد . اين اختلاف ميتواند زمان اضافي براي حواسپرتي به وجود آورد يا باعث شود در طول صحبت فرد ، به موضوعهای متفرقه فكر كنيم . يك دليل اصليِ ضعفِ گوشدادن ، مربوط به آموزش شنونده است . ما در مدرسه ، مهارتهاي خواندن ، نوشتن و نحوهی صحبت كردن را يادميگيريم . در بزرگسالي از طريق دورههاي آموزشي ، با روشهای تندخواني ، نامهنگاري و زبان مكالمه آشنا ميشويم . با وجود همهی تلاشهايي كه در جهت بهبود ارتباطها ميكنيم ، اما اغلب يكي از مهارتهاي ارتباطي كه بيشترين كاربرد را دارد ( گوشدادن ) ، ناديده ميگيريم. « لئو باسكاليا » روانشناس و نويسندهی مشهور ميگويد : « بهياد داشته باشيد كه بسياري از وقتهاست كه افراد ميخواهند فقط به حرفشان گوش دهيد و نه چيزي بيشتر » . روش گوشدادن خود را تغيير دهيد قبل از آنكه شنوندهی خوبي باشيد ، بايد شنوندهاي منعطف باشيد بهعبارتي ، روش گوشدادن خود را متناسب با شرايط و موضوع گوينده ، تغيير دهيد و اين نكتهی مهمي است .
مهارتهاي ارتباطي شما چه طور است ؟ ممكن است متوجه شويد كه مهارتهاي ارتباطي شما ، نيازمند بهبودی نسبي است . اگر چه نميخواهيد يكشبه و بهطور دائم ، عادتهای خود را تغيير دهيد ، با صرف كمي وقت و تلاش ، ميتوانيد يك شنوندهی خوب شويد . بهياد داشته باشيد گوشدادن ، يك مهارت مهم ارتباطي محسوب ميشود و نبايد ناديده گرفته شود. شما با اين عبارت ، آشنا هستيد : « قبل از آنكه حرف بزنيد ، فكر كنيد . » ( آقایار ، 1387 ، ص 63 )
شیوه های ارتباطی
استنباط بيشتر افراد از کلمه :« ارتباط » تنها ارتباط گفتاري است و بيشتر افراد درباره تفاوت مرد و زن ، در شيوه ي ارتباط هاي گفتاري پنداشت هاي قالبي دارند . مانند اين که زنان پر حرف تر از مردان هستند ، مردان از اصطلاحات بيشتر استفاده مي کنند و زنان لطيف تر سخن مي گويند . هر چند پژوهش ها ، برخي از اين پنداشت ها را تأييد مي کند ولي بسياري از اين پنداشت ها از واقعيت به دور است. افزون بر آن ما مي توانيم بدون استفاده از کلمات ، با يکديگر ارتباط برقرار کنيم . حالات چهره ما ، لبخندها و اخم ها ، ارتباط هاي غيرکلامي برقرار مي نمايند . دختران از همان اوان کودکي برتري کلامي را نسبت به پسران نشان مي دهند . در صحبت کردن ، هم از کلمات بهتري استفاده مي کنند و هم روان تر سخن مي گويند . سيالي کلام نيز در آنها بهتر است . منطقه کلامي در نيمکره چپ مغز ، در ناحيه ي بورکا و ورنيکه مي باشد و تحقيقات نشان داده است در زنان نيمکره ي چپ مغز غالب است . تحقيقات نشان مي دهند که زن ها و مردها از روش هاي متفاوتي براي نشان دادن گوش کردن خود استفاده مي کنند .
الگوهاي حرف زدن
باور عموم افراد بر آن است که زنان به طور کلي پر حرف تر از مردانند. آنها مي توانند ساعت ها تلفني يا حضوري با افراد صحبت کنند و تمايلي به سکوت کردن ندارند. اما به اعتقاد سوايکر ( 1975) مردان بيشتر حرف مي زنند. جالب اينجاست که دختران جوان بيش از پسران جوان حرف مي زنند ، که اين خود توانايي گفتاري بيشتر آنها را نشان مي دهند. ولي در گروه هاي مختلط جنسي بزرگسالان ، مردان راحت تر و بهتر سخن مي گويند ، شايد بتوان اين امر را به مسائل اجتماعي ربط داد . يکي ديگر از دلايلي که باعث مي شود زنان پر حرف به نظر برسند ، اين است که مطالب را با جزئيات کامل تشريح مي نمايند و اين امر ناشي از نوع نگرش و ديد جزئي آنها نسبت به مطالب است .
1- کلمات و عبارات
زنان و مردان با وجودي که از کلمات مشابه استفاده مي کنند ولي حرف يکديگر را نمي فهمند. کلماتي که ما به کار مي بريم داراي دو قسمت هستند :
2- پيام
اطلاعاتي که به وسيله معاني کلمات منتقل مي شوند « پيام » و آنچه درباره روابط مخابره مي شوند .
3- فراپيام
موقعيت و حرفي که مي زنيم ، حالت چهره و وضعيت بدني ما در هنگام صحبت کردن ، « فراپيام » را تشکيل مي دهند . در حالي که کلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند ، طرز سخن ما ، بلندي صدا ، سرعت حرف زدن ، لحن و اداي کلمات و تأکيدها ، ذهنيت ما را مشخص مي سازند ؛ حالتي که به مخاطب ما مي فهماند عصباني هستيم ، يا احساس دوستانه داريم و مي خواهيم صميمي تر شويم همان فراپيام است . پژوهش ها نشان داده اند زن ها بيشتر از پيام به فراپيام اهميت مي دهند . در حالي که براي مردها خود پيام اهميت بيشتري دارد . زنان براي بيان احساسات به خود حق مي دهند از انواع صفات عالي و مبالغه آميز استفاده کنند و احساسات خود را غليظ جلوه دهند . مثلاً مي گويند : « تو هيچ وقت به فکر ما نبودي » « تو هميشه دير مي آيي » « صد بار به شما گفتم » . زن محدوديتي در استفاده از لغات نمي بيند در صورتي که مردان اين کلمات را واقعي پنداشته و واکنش نامناسب نشان مي دهند . مثلاً مي گويند « در يک ماه گذشته فقط يک شب دير آمد » .
زنان بيشتر از مردان ، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خيره مي شوند . زماني که دو زن با يکديگر صحبت مي کنند معمولاً به چشمان همديگر نگاه مي کنند ، اما هنگامي که دو مرد با يکديگر گفتگو مي کنند ، هر يک به نقطه اي چند سانتي متر بالاي گوش طرف مقابل نگاه مي کنند . تحقيقات نشان مي دهند که زن ها و مردها از روش هاي متفاوتي براي نشان دادن گوش کردن خود استفاده مي کنند . زن ها در حين گوش دادن بيشتر سر تکان مي دهند و از کلماتي مانند آهان ، بله و ... استفاده مي کنند و مقصودشان نيز از استفاده اين کلمات اين است که « دارم به حرف هاي شما گوش مي دهم ». ولي مردها کمتر اين حرکات را انجام مي دهند و بيشتر زماني از اين اصوات و کلمات استفاده مي کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمايند . و لذا اکثر اوقات زن ها شکايت مي کنند که همسرشان به حرفهايشان گوش نمي دهد و يا حوصله شنيدن حرف هاي آنها را ندارد. در صورتي که نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است .
زنان بيشتر از مردان به گفت و گو در مورد جزئيات علاقه مند هستند ولي براي مردها گفت و شنود در مورد مسائل کلي مثل سياست ، بازار ، تاريخ ، کاربرد اشياء مختلف و ورزش اهميت بيشتري دارد . معمولاً زن ها وقتي در مورد مسئله اي يا رويدادي گزارش مي دهند آن را با جزئيات تشريح مي کنند و به شکل زنده نمايش مي دهند ولي مردها معمولاً خلاصه اي کوتاه و کلي را در مورد رويدادها ارائه مي کنند . برخي پژوهش ها حاکي از اين است که زنان بيشتر از مردان درباره چگونگي احساس و عملکرد مردم صحبت مي کنند در حالي که مردها درباره ي اشياء و امور و سياست ، بيشتر صحبت مي نمايند . پژوهش ها نشان مي دهد 71 درصد زنان و 64 درصد مردان به غيبت کردن مي پردازند . از طرف ديگر زنان بيشتر از مردان از کلمات و عباراتي که محتواي احساسي و عاطفي دارند استفاده مي کنند و به طور کلي در سخن گفتن از مردان مؤدب ترند .
زنان معمولاً بيش از مردان لبخند مي زنند . بررسي هاي موجود ، فراواني لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است پژوهش ها نشان مي دهد که لبخند زنان الزاماً به معناي شاد بودن و يا حالت هاي عاطفي دوستانه آنها نيست .
ارتباط غير کلامي
ميان زن و مرد از لحاظ رفتارهاي غير کلامي مانند لبخند زدن ، وضعيت بدن ، و فضاي شخصي تفاوت وجود دارد . براي درک اين مطلب کافي است صداي تلويزيون را قطع کرده و به مشاهده رفتار غير کلامي بپردازيد . « فرانسز » ، معتقد است اهميت جنبه هاي غير کلامي حتي از پيام هاي کلامي مهمتر است لذا در ذيل به شرح رفتارهاي غير کلامي مي پردازيم که عبارت اند از : فضاي شخصي ، وضعيت بدن ، تماس ، حالات صورت و توانايي رمزگشايي .
فضاي شخصي
منظور از فضاي شخصي ، فضاي نامرئي اطراف هر شخص است که در آن مورد هجوم ديگران قرار مي گيرد . انسان از فضاي شخصي خود هنگامي آگاه مي شود که شخص بيگانه اي به او آنقدر نزديک مي شود که احساس ناراحتي و ناامني مي کند . اندازه ي اين فضاي شخصي براي زنان و مردان ، همچنين در فرهنگ هاي مختلف متفاوت است . به طور کلي زنان فضاي کمتري را در مقايسه با مردان اشغال مي کنند و به فاصله کمتري از يکديگر مي نشينند و يا مي ايستند . حتي کودکان پيش دبستاني در فاصله کمتري از زنان بزرگسال قرار مي گيرند تا از مردان . هال در پژوهش هاي سال 1984 خود به اين نتيجه رسيد که رعايت فضاي شخصي ، از نظر جنسي در ميان مردان و زنان متفاوت است . تفاوت هاي جنسي در وضعيت بدن از همان آغاز زندگي به وجود مي آيد . زنان در نشستن و يا ايستادن ، پاها را در کنار هم قرار مي دهند و معمولاً دستان را در برابر سينه قرار مي دهند و متمايل به پهلو مي نشيند ، برعکس مردان پاهاي خود را در نشستن و ايستادن بازتر و يا روي هم مي گذارند . و دستان خود را نزديک هم روي پاها قرار مي دهند . مردان در نشستن و ايستادن آرامش بيشتري دارند . در حالي که در وضعيت بدن زنان اندکي تنش ديده مي شود .
حالات صورت
از لحاظ حالات صورت ، زن و مرد با يکديگر تفاوت دارند .زنان معمولاً بيش از مردان لبخند مي زنند . بررسي هاي موجود ، فراواني لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است . پژوهش ها نشان مي دهد که لبخند زنان الزاماً به معناي شاد بودن و يا حالت هاي عاطفي دوستانه آنها نيست ، لبخند پدران ، هنگامي که مطالب خوب به فرزندان خود مي گويند و جدي بودن آنها هنگامي که مطالب خنثي و يا نامطبوع مي گويند ، قابل مشاهده است. در حالي که لبخند مادران به ماهيت پيام آنها چندان ارتباطي ندارد . به نظر مي رسد حالات صورت زنان ، اغلب وضعيت عاطفي و هيجاني آنها را فاش نمي کند. تفاوت ديگر زنان با مردان در حالات صورت اين است که زنان بيشتر از مردان ، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خيره مي شوند . زماني که دو زن با يکديگر صحبت مي کنند معمولاً به چشمان همديگر نگاه مي کنند ، اما هنگامي که دو مرد با يکديگر گفتگو مي کنند ، هر يک به نقطه اي چند سانتي متر بالاي گوش طرف مقابل نگاه مي کنند.
توانايي رمز گشايي
توانايي رمز گشايي ، به معناي حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غيرکلامي اوست . براي نمونه فردي که اين توانايي را دارد ، از حالات صورت ، وضعيت بدن و حرکات و نيز صداي دوست خود ، در مي يابد که او خوش و سرحال است يا محزون و افسرده . پژوهش هاي هال و ديگران نشان مي دهد که اين توانايي در زنان به مراتب بيش از مردان است . زنان در قضاوت و استنباط هيجانات و عواطف - بويژه از حالات صورت بسيار توانمندتر از مردان هستند . اين توانايي حتي در دختران دبستاني ديده مي شود . زنان در رمز گشايي توان بالايي دارند براي مثال در يک جمع و در يک مهماني اگر آقا از حرف همسرش خوشش نيايد و اشاره کند خانم سريعاً متوجه مي شود و مسير حرف را عوض مي کند ولي آقايان کمتر مي توانند چنين کاري بکنند . مي توان نتيجه گيري کرد که زنان و مردان ، هيچ يک در رفتارهاي غير کلامي خود ناهنجار و غير طبيعي نيستند بلکه هر دو محصول ساليان سال شرطي شدن رفتاري هستند ، اما بيان اين نکته ضروري است که مردان مي توانند از رفتارهاي غير کلامي و به ويژه توانايي رمزگشايي و خواندن چهره و پي بردن به عواطف و احساسات زنان ، درس هايي بياموزند . قابل ذکر است که در فرهنگ هاي مختلف تفاوت هاي دو جنس در رمزگشايي و خواندن چهره شدت و ضعف دارد .
مهارتهاي ارتباط با ديگران با تأکيد بر شيوه هاي ابراز احساسات
همه ي ما بخشي عمده از زندگي خود را در ارتباط با ديگران سپري مي کنيم يا در فکر آن به سر مي بريم . تحقيقات ، نشان داده است که 75 درصد اوقات روزانه ي ما مصرف ارتباط با ديگران مي شود و شايد بتوان گفت 75 درصد موفقيتهاي ما نيز به روابط ما با ديگران وابسته است . از همين رو ، در دهه هاي اخير ، توجه زيادي به مبحث « مهارت در روابط تعامل » اجتماعي شده است . اين نکته که برخي انسانها تعاملگران ماهرتري هستند ، باعث شده تا پژوهشهاي دقيق و منظمي درباره ي ماهيت و کارکردهاي « تعامل اجتماعي » و عوامل تأثير گذار بر آن ، انجام شود . تحقيقات ، نشان مي دهد که عوامل بسياري در « تعامل اجتماعي ماهرانه » و « تأثيرگذاري » و « ايجاد محبوبيت » نقش دارند ؛ اما نقش عواطف و احساسات در اين ميان بسيار مهم و چشمگير است . با ورز و همکاران در مطالعات خود ( منتشر شده به سال 1985 ميلادي ) به اين نتيجه دست يافتند که عواطف و احساسات چه از لحاظ شکل دهي و تأثير بر برخوردها و چه از لحاظ حفظ و پايان دادن روابط ، تأثير قابل توجهي بر روابط ميان فردي دارند . بروکس و هيث نيز ( در پژوهش منتشر شده ي شان به سال 1985 ميلادي ) به اهميت و نقش عواطف و احساسات در تعامل ميان فردي اشاره نموده اند و معتقدند روابط ما با ديگران در صورتي کارآمد و مفيد است که بتوانيم عواطف و احساسات خود را از طريق پيامهاي کلامي ( زباني ) و غير کلامي با ديگران در ميان بگذاريم . ديويد برنز در تعريف « ارتباط خوب » مي گويد : يک ارتباط خوب ، از دو ويژگي برخوردار است : احساسات خود را آشکارا ابراز مي کنيد و به طرف مقابل هم امکان مي دهيد تا احساسات خود را ابراز کند ، بنابراين ابراز احساسات را مي توان به عنوان يک مهارت مهم در تعامل اجتماعي به حساب آورد
ابراز احساسات و فرهنگ
بايد در نظر داشت که فرهنگهاي مختلف ، در مورد شيوه هاي ابراز احساسات و اينکه نسبت به چه کساني و تا چه اندازه بايد احساسات خود را بيان کرد ، تفاوتهاي بارزي دارند . پل اکمن اصطلاح « قواعد بيانگري » را براي بيان همرأيي اجتماعي درباره ي اينکه کدام احساسات را در چه زماني مي توان به طور صحيح نشان داد ، به کار مي برد . از نظر اکمن قواعد بيانگري در اصل ، سه نوع هستند:
* به حداقل رساندن ابراز احساسات : اين يک هنجار ژاپني است که در حضور افراد مافوق ، نبايد احساس درماندگي خود را ظاهر ساخت .
* اغراق و مبالغه در ابراز احساسات : يعني بزرگنمايي احساسي که در ما وجود دارد .
* جايگزين کردن يک احساس به جاي ديگري : اين مورد را مي توان در بعضي فرهنگهاي آسيايي ملاحظه کرد . ( گلمن ، 1380 ، ص 159 )
کارکردهاي ارتباطي نگاه
ارتباط چشمي نشانگر شدت هيجانات ما درباره ي ديگران است . ظاهرا ما به کساني که علاقه ي بيشتري داريم ، نگاههاي طولاني تر و بيشتري مي کنيم . خيره خيره نگاه کردن ، نشانه ي خصومت نيز مي تواند باشد ؛ اما به راحتي مي توان بين اين دو نحوه نگاه ، فرق گذاشت . نگاه طولاني اگر با لبخند همراه باشد ، نشانه ي عواطف و هيجانات « دوستانه » و همچنان اگر با خشم همراه باشد ، بيانگر احساسات « خصمانه » است. تحقيقات ، نشان مي دهد که وقتي افراد به طور مکرر به هم صبحت خود نگاه مي کنند ، بيش از وقتي که به ندرت به آنها نگاه مي کنند ، در نزد آنها محبوبيت دارند .نکته ي ديگر اينکه اگر به طور همزمان از تقويت کننده هاي کلامي ( مانند تأييد و تحسين ) و نيز نگاه استفاده کنيم ، بهتر مي توانيم با ديگران ارتباط برقرار نموده ، آنان را وادار کنيم تا نگرشها و احساسات خويش را ابراز کنند . اين روشها ممکن است بدون آنکه توجه اختياري به آنها داشته باشيم ، بيان کننده ي حالات و احساسات ما باشند ؛ اما برخي مهارتهاي ديگر نيز وجود دارند که به صورت ارادي نشانگر حالات ما هستند .
راهبردهاي رابطه با ديگران
خود افشايي ( Self-disclosure )
خود افشايي ، فرايندي است که از طريق آن ، اطلاعاتي را راجع به خود در اختيار ديگران قرار مي دهيم . نخستين کسي که بر اهميت افشاي خود به عنوان يک راهبرد در روابط با ديگران تأکيد کرد ، سيدني جرارد بود ( 1964 ميلادي ) . او نشان داد که ما مي توانيم از افشاي خود براي تشويق ديگران به مطرح کردن اطلاعات مخصوص خودشان استفاده کنيم . امروزه خود افشايي به عنوان يک مهارت مهم در مشاوره به کار مي رود و در ديگر تعاملات اجتماعي نيز مي تواند بسيار مفيد و راهگشا باشد. خود افشاييها مي توانند درباره ي حقايق يا درباره ي احساسات باشند . وقتي دو نفر براي اولين بار يکديگر را مي بينند ، بيشتر احتمال دارد به افشاي حقايق ( نام ، شغل ، محل اقامت و ... ) بپردازند و احتمال انجام شدن افشاهاي احساسي ( من به شما علاقه دارم ، من از موسيقي بيزارم و... ) توسط آنها کم است . اما گاه ديده مي شود که برخي افراد ، آنچنان سرد و بي عاطفه هستند که در برخورد با ديگران از ابراز هر گونه احساسي خودداري نموده ، خود را پشت ديوارهاي بي اعتمادي مخفي مي دارند . عده اي هم وجود دارند که به محض رو به رو شدن با ديگران و در همان ابتدا ، به افشاهاي عميق و بيان ديدگاهها و احساسات خود پرداخته ، حتي در خصوصي ترين مسائل خود را با ديگران در ميان مي گذارند . افرادي که در خود افشاي افراط و تفريط مي کنند ، در برقراري رابطه با ديگران و حفظ آن ، دچار مشکل مي شوند . بنابراين ، گرچه خود افشايي يک مهارت مهم در تعامل با ديگران محسوب مي شود ، اما نبايد در آغاز برخوردها به ابراز احساسات عميق خود پرداخت .
باز بودن ( Openness )
باز بودن ، يک مفهوم دو جانبي است . وقتي يک فرد را « باز » مي ناميم که هم در بيان و ابراز احساسات خود از صراحت و بي پردگي برخوردار باشد و هم نسبت به اظهار نظر و احساساتي که ديگران از خود نشان مي دهند ، حالت پذيرندگي داشته باشد. هر چه حالت صراحت و پذيرندگي شخص بيشتر باشد ، آمادگي او براي تغيير و رشد به سوي مراحل بالاتر کمال و ايجاد روابط صميمي و دوستانه با ديگران بيشتر مي گردد ، و به عکس ، هر چه پافشاري فرد بر روي نگرشها و ديدگاههاي شخصي بيشتر باشد ، تغيير و رشد وي دشوارتر و روابط وي با ديگران ، ناپايدارتر خواهد بود.
تصديق و تأييد
تصديق و تأييد ، يکي از روشهاي ابراز علاقه و اعلام موافقت با اعمال و گفتار طرف مقابل است . وقتي به گفته ي فرد ديگري گوش مي دهيم ، مي توانيم با کلماتي چون« خب » ، « بله » ، « درسته » ، « خيلي خوب » ، « مي فهمم » ، « همين طور » ، « آها » و ... احساس علاقه ي خود را به گفته هاي وي ابراز نماييم .
تحسين و حمايت
تحسين ، واکنش فراتر از تصديق با تأييد ساده و در واقع ، نوعي اعلام و توافق با گفتار و رفتار طرف مقابل است . برخي کلماتي که تحسين و حمايت فرد را از ديگران نشان مي دهند ، عبارت اند از : « خوبه » ، « عاليه » ، « آفرين » ، « چه جالب » ، « ادامه بده » و ... تأييد و تحسين ، تنها از طريق کلامي صورت نمي گيرد ؛ بلکه لبخندهاي گرم ، سر تکان دادنهاي مشتاقانه و ارتباط چشمي ، از بهترين روشهاي ابراز تأييد و تحسين به حساب مي آيند . گلدمن در تحقيقات خود (1980 ميلادي ) نشان داد که وقتي تشويق کلامي را با ارتباط چشمي همراه مي کنيم ، بيشتر نشانگر علاقه ي ما به ديگران است ؛ اما اين را هم بايد بگوييم که گاهي استفاده ي بيش از حد از نگاه يا نگاه خيره ، حمل بر تهديد مي شود و ديگران را ناراحت مي کند.
انعکاس احساس ( Reflection of f eeling )
منظور از انعکاس يا باز گرداندن احساس ، اين است که درباره ي ماهيت گفته هاي فردي که با ما صحبت و درد دل مي کند ، باز خورد بدهيم ( عکس العمل مناسبي نشان بدهيم ) . يکي از عوامل مؤثر در استفاده ي موفق از اين مهارت ، تشخيص دقيق احساسات طرف مقابل و برجسته کردن آنهاست ما با بازگرداني احساسات ، به گوينده القا مي کنيم که حرفهاي او را فهميده ايم و براي او احترام و ارزش قايليم . انعکاس احساس ، رابطه ي ما را با ديگران تسهيل مي کند و با آنان همدل تر مي شويم .
گوش دادن
در تعاملات ميان فردي ، گوش دادن ، اهميت زيادي دارد . ما براي ابراز احساس همدلي و درک و احترام ديگران بايد به گفته هاي آنان توجه کنيم . اغلب ما آن چنان درگير افکار و احساسات خود هستيم که واقعا چه چيزهايي که ديگران و حتي دوستان نزديک ما مي گويند ، گوش نمي دهيم . بسياري از اختلافات موجود در خانواده ها ، بين همسران ، والدين با فرزندان و ... ناشي از همين بي اعتنايي و گوش ندادن به گفته ها و نظرات همديگر است . ما بيشتر علاقه داريم که در مورد خودمان بگوييم تا به گفته هاي ديگران گوش دهيم .
برخي افراد از نظر بر قراري ارتباط موفق هستند و معمولا ديگران تمايل خود را براي ارتباط با آن ها ابراز مي دارند . چنين افرادي نيز به راحتي به برقراري ارتباط اقدام مي كنند و پيام هاي خود ( جريان – محتوا ) را به صراحت در طول گفتارشان بيان مي كنند و با بر جا گذاشتن احساس مثبت ، ارتباط را به پايان مي برند . افرادي نيز هستند كه در زمينه ي بر قراري ارتباط با ديگران با مشكل مواجه هستند . براي مثال ، اعضاي خانواده اي كه در مورد مسائل و معضلات ، و چگونگي رفع آن ها از يكديگر كمك نمي گيرد ، در بر قراري ارتباط با يكديگر مشكل دارند . در اين ميان ، عامل صمیمیت و دوستي در جنبه هاي متفاوت ارتباطي تاثير حياتي دارد و در برقراري ارتباط با ديگران ميزان عوامل فوق كم رنگ يا پر رنگ مي شود . بر قراري ارتباط موثر و سازنده با ديگران ، به خصوص هنگامي كه با آن ها اختلاف نظر داريم ، مي تواند نقشي اساسي در موفقيت هاي اجتماعي به همراه داشته باشد . به رغم پيشرفت هاي علمي حاصله در قرون اخير و تاثير آن در زندگي روزمره ي افراد ، بسياري از افراد فاقد توانايي و مهارت هاي لازم ارتباطي هستند . اين خصيصه آنان را در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي ، به شدت آسيب پذير مي سازد . آموزش ، همواره عاملي موثر در جلوگيري از بروز برخي مشكلات اجتماعي و نحوه ي برخورد به موقع و موثر با آن هاست . به عبارت ديگر ، آموزش مهارت هاي تاثير گذار در برخورد و مواجهه ي افراد با مسائل و مشكلات ، موجب تقويت مهارت هاي مقابله اي و افزايش توانايي هاي رواني – اجتماعي آن ها مي شود .
براي ورود به مباحث مرتبط ، ابتدا ضروري است مهارت هاي زندگي را از يكديگر تفكيك و سپس آن ها را به طور مناسب طبقه بندي كنيم . اين مهارت ها را از جنبه هاي متفاوت مي توان طبقه بندي كرد ؛ از جمله :
جنبه هاي تخصصي مهارتها
مهارت ها را مي توان به لحاظ سطح تخصصي به سه دسته تقسيم كرد :
1- مهارت هاي عمومي شامل آموزشهاي عمومي ؛
2- مهارت هاي نيمه تخصصي شامل آموزش هاي دوره ي متوسط ؛
3- مهارت هاي تخصصي شامل آموزش هاي دانشگاهي .
از جنبه هاي زماني :
1- مهارت هايي كه در كوتاه مدت به دست مي آيند ؛
2- مهارت هايي كه در ميان مدت به دست مي آيند ؛
3- مهارت هايي كه در بلند مدت به دست مي آيند .
از جنبه هاي اقتصادي :
1- مهارت هاي در آمد زا
2- مهارت هاي غير در آمد زا
3- مهارت هاي هزينه بر
4- مهارت هاي كم هزينه
از جنبه هاي فني :
1- مهارت هاي ساده
2- مهارت هاي نيمه پيچيده
3- مهارت هاي پيچيده
از جنبه هاي آموختن :
1- مهارت هاي خود آموز ؛
2- مهارت هاي دگر آموز ؛
3- مهارت هاي توأمان .
از جنبه هاي تعداد آموزندگان :
1- مهارت هاي فردي ؛
2- مهارت هاي جمعي .
مهارت هاي ده گانه ي زندگي
1 – خود آگاهي : شامل آگاهي از نقاط قوت و ضعف ، تصوير خود به طور واقع بينانه ، آگاهي از حقوق و مسئوليت ها ، توضيح ارزش ها و انگيزش براي شناخت .
2 – مهارت هاي ارتباطي : شامل ارتباط كلامي و غير كلامي موثر ، ابراز وجود ، مذاكره ، امتناع ، غلبه بر خجالت و گوش دادن .
3 – همدلي : شامل علاقه داشتن به ديگران ، تحمل افراد مختلف ، رفتار بين فردي همراه با پرخاشگري كمتر ، دوست داشتن ( دوست يابي ) و احترام قائل شدن براي ديگران .
4 – مهارت هاي بين فردي : شامل همكاري و مشاركت ، اعتماد به گروه ، تشخيص مرز هاي بين فردي مناسب ، دوست يابي و نهايتاً شروع و خاتمه ي ارتباطات .
5 – مهارت هاي حل مسئله : شامل مشكلات علل و ارزيابي دقيق ، درخواست كمك ، مصالحه براي ( حل تعارض ) ، آشنايي با مراكز براي حل مشكلات و تشخيص راه حل هاي مشترك براي جامعه .
6 – مهارت هاي تفكر خلاق : شامل تفكر مثبت ، يادگيري فعال ( جست جوي اطلاعات جديد ) ، ابراز خود ، تشخيص حق انتخاب هاي ديگر ( براي تصميم گيري ) و تشخيص راه حل هاي جديد براي مشكلات .
7 – مهارت هاي مقابله با هيجانات : شامل شناخت هيجانهاي خود و ديگران ، شناخت ارتباط هيجان ها با احساسات و تفكر و رفتار ، مقابله با ناكامي و خشم و بي حوصله گي ، مقابله با ترس و اضطراب ، و مقابله با هيجان هاي شديد ديگران .
8 – مهارت هاي تصميم گيري : شامل تصميم گيري فعالانه بر مبناي آگاهي از حقايق و كارهايي كه مي توان انجام داد كه انتخاب را تحت تاثير قرار دهد ، تصميم گيري بر مبناي ارزيابي دقيق موقعيت ها ، تعيين واقع بينانه ي اهداف ، برنامه ريزي و پذيرش مسئوليت اعمال خود ، و آمادگي براي تغيير دادن تصميم ها براي انطباق با موقعيت هاي جديد .
9 – مهارت هاي تفكر انتقادي : شامل ادراك تاثيرات اجتماعي و فرهنگي بر ارزش ها ، نگرش ها و رفتار ، آگاهي از نابرابري و پيش داوري ها و بي عدالتي ها ، واقف شدن به مسئله كه ديگران هميشه درست نمي گويند ، و آگاهي از نقش يك شهروند مسئول .
10 – مهارت هاي مقابله با استرس : شامل مقابله با موقعيت هايي كه قابل تغيير نيستند ، راهبرد هاي مقابله اي براي موقعيت هاي دشوار ( فقدان ، طرد و انتقاد ) ، مقابله با مشكلات بدون توسل به سوء مصرف مواد ، و آرام ماندن در شرايط فشار و تنظيم وقت . ( شكارچي ، 1386 ، ص 87 )
پيشينه ي تحقيق
در مورد بررسي تاثير فرهنگ شنیداری و گفتاری مديران بر عملکرد و کارایی آنان ، پايان نامه ها و مقالات به صورت زياد وجود ندارد ولی تعدادی به صورت منفک و نزديك به موضوع به رشته تحریر درآمده است که به برخی از آنها در زير اشاره می گردد :
پايان نامه ها
* الهی ، مریم ( 1383 ) به بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی مدیران و تعهدات سازمانی شهرستان مانه و سملقان در سال تحصیلی ۸۳ – ۸۲ در سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان خراسان پرداخت كه نتايج زير بدست آمده است :
بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی مدیران و تعهدات سازمانی شهرستان مانه و سملقان در سال تحصیلی ۸۳ - ۸۲ هدف پژوهش است . روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مديران دبستانهای ابتدایی شهرستان مانه و سملقان بوده که ۵۰ مدرسه با روش نمونه گیری ساده بدون جای گذاری انتخاب شدند . ابزار پژوهش از دو پرسشنامه محقق ساخته ( پرسشنامه مهارت ارتباطی مدیران ) و استاندارد ( پرسشنامه تعهد سازمانی مديران ) تشکیل شده که مهارت ارتباطی مدیران و تعهدات سازمانی پاسخ دادند . در تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی در موارد لزوم استفاده شده است . نتایج پژوهش نشان داد : بین مهارتهای ارتباطی مدیران و تعهدات سازمانی رابطه وجود ندارد . بین مهارتهای ارتباطی ( کلامی ) مدیران و تعهد سازمانی معلمان رابطه وجود دارد . ۳- بین مهارتهای ارتباطی ( شنیداری و گفتاري ) مدیران و تعهد سازمانی رابطه وجود دارد . ۴- بین مهارتهای سازمانی ( بازخور ) مدیران و تعهد سازمانی معلمان رابطه وجود ندارد .
* نریمانی ٬ نهضت ( 1383 ) به بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی ( کلامی- شنیداری - بازخور ) مدیران با موفقیت آنان در مدارس استثنایی استان زنجان در سال تحصیلی ۸۱ - ۸۰ در مرکز آموزش مدیریت دولتی پرداخت كه نتايج زير بدست آمده است :
در این پژوهش محقق در پی آن است که به ارتباط بین مهارتهای ارتباطی ( کلامی - شنیداری - بازخور ) بر موفقیت مدیران مدارس استثنایی استان زنجان بپردازد . این پژوهش از نوع توصیفی بوده و به صورت پیمایشی و با استفاده از ۲ پرسش نامه که اولی مهارتهای ارتباطی مدیران را از سه بعد کلامی٬ شنیداری و بازخور با ۱۸ گویه ۵ گزینه ای مورد سنجش قرار می دهد . پرسش نامه دوم با ۴۲ گویه ۵ گزینه ای موفقیت مدیران را می سنجد . که این پرسشنامه با ۶۰ گویه مجموع سوالات پژوهش را مورد آزمایش قرار می دهند . جامعه آماری مدیران ۱۰ نفر می باشد که اطلاعات از زیر مجموعه آنان ( کلیه همکاران آموزشی ) که تعداد کل آنها نیز ۲۰۷ نفر می باشند ٬ گردآوری شده است . برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی ( جدول فراوانی ٬ درصد٬ میانگین و ... ) جهت استخراج نتایج پرسش نامه استفاده گردیده است و برای تعیین میزان ارتباط بین متغیرهای مهارتهای ارتباطی با متغیر موفقیت از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است . ضریب همبستگی نشانگر همبستگی ( ۴۲۲/۰ ) بین مهارتهای کلامی مدیران و موفقیت آنان است که این مسئله بیانگر رابطه مستقیم و متوسط بین مهارتهای کلامی مدیران بر موفقیت آنان است . ضریب همبستگی بین مهارتهای بازخور مدیران و موفقیت آنان برابر ( ۴۰۲/۰ ) است که بیانگر ارتباط متوسط بین مهارتهای بازخور مدیران بر موفقیت آنان در مدارس می باشد . در مورد تفاوت بین مهارتهای انجام شده نشان می دهد که مدیران مدارس از نظر مهارتهای ارتباطی بازخور زیادتری نسبت به مهارتهای ارتباطی دیگر دارند و در درجه بعدی از نظر مهارت ارتباطی کلامی به میزان بالایی برخوردارند و از نظر مهارت شنیداری مدیران مدارس نسبت به سایر مهارتهای ارتباطی در مرتبه پایین تری قرار دارند .
* افشاری ، حشمت الله ( 1387 ) به بررسی میزان روشهای شنیداری - گفتاری مديران در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت كه نتايج زير بدست آمده است :
نشان داد كه بررسی میزان روشهای شنیداري - گفتاری تاثير مستقيمي بر عملكرد و كارايي آنان دارد .
* مریدی ٬ جعفر ( 1384 ) به تأثیر عوامل شناختی ٬ تأملی و تکانشی روی توانایی درک شنیداری مديران در دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد تهران مرکزی پرداخت كه نتايج زير بدست آمده است :
هدف پژوهش بررسی تاثیر عوامل شناختی تاملی و تکانشی روی توانایی درک شنیداری مديران است . نتایج نشان داد که عوامل شناختی تاملی و تکانشی روی مهارت شنیداری مديران تاثیر دارد ولی جنسیت و تقابل بین عوامل بی تاثیر است .
* کریمیخالدآباد ، معصومه ( 1384 ) به تأثیر ایجاد انگیزه از طریق وسایل کمک آموزشی بصری بر مهارت شنوایی مديران در دانشگاه آزاد اسلامی ( تهران مرکزی ) پرداخت كه نتايج زير بدست آمده است :
نتیجه این تحقیق نشان داد که استفاده از وسایل کمک آموزشی بصری در زبان آموزان ایجاد انگیزه می کند و استفاده از وسایل کمک آموزشی بصری مهارت شنوایی مديران را بالا می برد .
مقاله
* بررسي مهارتهاي شنيداري – كلامي در مديران شهر سمنان در سال 1385 كه نتايج زير بدست آمده است :
پژوهش حاضر با هدف تعيين برخي از تواناييهاي مديران در سطوحي از مهارتهاي شنيداري - كلامي ( حافظه كوتاه مدت شنيداري – كلامي و مهارتهاي آگاهي ) كه بيشترين ارتباط را با عملكرد و كارايي آنان دارد . در زمينه ي صحت مهارتهاي شنيداري - كلامي نمي توان نظري قطعي داد و بايد منتظر تحقيقات آينده بود زيرا هم تعداد پژوهشهاي داخلي اندك است و هم اين كه توافق نظري ميان آنها وجود ندارد . در زمينه تأثير سن نياز به انجام تحقيقات بيشتر است .