سرنوشت هر كس را خدا مقدر كرده يا خود شخص ؟
آيا اين خداست كه سرنوشت و تقدير را مي نويسد؟
در گذشته بزرگترها روايات و داستانهايي تعريف مي كردنند مبني بر اين كه هر نوزادي كه به دنيا مي آيد خداوند فرشتگانش را مي فرستد تا سرنوشت اين كودك را بنويسد. و در واقع هر خير و شري را خداوند براي آن كودك مقدر مي كنند . در اين ميان روزي رسان هم خداوند معرفي مي شود و در همان دوران نوزادي فرشتگان روزي و مقرري آن كودك را تعيين مي كردنند و براي همين بود كه بزرگترها معتقد بودند كه اگر خداوند فرزندي به ايشان بدهد روزي او را نيز خواهد داد. تا بدانجا كه مي گفتند هر آنكس كه دندان دهد نان دهد. بزرگترها همچنان مي گفتند كه هر كسي را به خانواده خود به افزايي روزي او نيز به همراهش وارد خانواده مي شود .(مانند آوردن عروس) و در همين راستا وقتي دختر شوهر مي دادنند معتقد بودند كه روزي خانواده كمتر شده و بعضا دچار بحران مالي مي شدند.
خداوند ، همه انسان ها را از حضرت آدم و حوا از يك نوع گِل خاصى آفريد و فطرت تمام انسان ها را چه خوب و چه بد بر سرشت الهى نهاد و در سرشت همه آنان عشق به كمال مطلق را نهاده است از اين رو همه انسان ها از كوچك و بزرگ علاقه مندند كه داراى كمالى بدون نقص و خيرى بدون شر و نورى بدون تاريكى باشند «با يكتاپرستى روى به دين آور ، اين آفرينشى است كه خدا مردم را به آن شيوه آفريد ، تغييرى در آفرينش خدا نيست ، اين است آيين استوار وليكن بيشتر مردم نمى دانند»(آیه روم /30)
علاوه بر آن خداوند به انسان ها آزادى و اختيار در كارها را عطا فرمود تا سرنوشت خودشان را خود تعيين كنند:«إِنَّا هَدَيْنَـهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا» (آیه دهر /3)
از آن جا كه به جز ذات خداوند ذاتى يافت نمى شود كه به هيچ وجه نقصى نداشته باشد ; بلكه كمال مطلق و جمال صرف و داراى علم و قدرت نامحدود باشد . انسان ، عاشق خداوند است و در درونش ميل به او دارد گرچه خودش از اين ميل و علاقه غافل باشد ; با توجه به اين مطالب روشن مى شود كه سعادت و شقاوت ذاتى انسان ها نيست و سرنوشت هر كس از قبل تعيين نشده بلكه در آخرت گروهى در پرتو اعمالشان سعادتمند و گروهى به خاطر اعمالشان شقاوتمندند . (هود /106،108)
از آن جا كه انسان داراى اراده و اختيار است ، عواملى در تعيين سرنوشت او مؤثر است كه به برخى از آن ها اشاره مى شود :
1 . پاكى و ناپاكى صلب و رحم هاى پدران و مادران عامل وراثت (ژنتيك )
2 . محيط تربيت (اعم از محيط خانواده ، رفاقت ، اجتماع و.. .)
3 . اراده و خواست خود انسان كه مى تواند وسايل لازم را براى ساختن خويش و حتى جامعه فراهم سازد
4 . استفاده از غذا و روزى حلال و.. .(1)
مجموعه آثار ، شهيد مطهرى،ج 1 ،ص 366
خدا را اگر درست بشناسیم جواب ساختن برای این نوع سوالات آسان میشود خدا عالم و دانای مطلق است معنی این جمله این است که خدا سرنوشت انسان را می ذاند و نیازی به فرشتگان ندارد که سرنوشت را بنویسند و نیازی به کتابی که در ان بنویسد ندارد چون جهان ملک خداست خدا همه جا و در همه زمانها حاضر است و زنده است بنابر این اطلاعات تمام رویدادها را در تمام زمانها در خود دارد . این که فرشتگان می نویسند غلط است چون که این معنیش این است که خدا علمی نسبت به سرنوشت این بچه تازه بدنیا آمده ندارد و اکنون متوجه شده است به چند فرشته دستور می دهد که بروید سرنوشت بچه را بنویسید
خدا تمام جزئیات را از ازل تا ابد می داند و اینکه خداوند خود سرنوشت را مثلا در شب قدر بنویسد یا هنگام تولد کودک این هم غلط است زیرا خدا سرنوشت را میداند و نیازی به نوشتن مجدد ندارد . ممکن بگوییم اگر سرنوشت معلوم هست پس چرا ما باز خواست می شویم .
جوابش این است که خدا اگر بدون این دنیا به انسان می گفت تو چنین و چنانی انسان قبول نمی کرد اما وقتی کسی 50 سال زندگی کرد و تحولات و رویدادهای بوجود امده توسط انسان را دید انوقت نمی تواند انکار کند که من این چنین نیستم . اگر به کسی بگویند تو دروغ می گویی جواب میدهد بله تو دزدی می کنی بله مسخره چی بله پیامبرانی را که من ارسال کردم به او ایمان اوردی نه انها را تکذیب کردی بله .
ببینید در جایی که شخصی با اشتباه خودش داره به سوی مرگ میره و در جایی که شخصی با تلاش خودش داره به موفقیت میرسه در دو حالت میگن خدا خواسته که این به مرگ و اون به موفقیت برسه در حالی که جهل یا تلاش نادیده گرفته شده. اینو میدونم که انسان دارای اختیار است و ان اختیار هم از سوی خدا به انان داده شده ولی خدا در بعضی موارد که به صلاح بنده اش است در این اختیار دخالت میکمه و مابقی را به عهده اختیار میذاره.البته اینا هم بگم که خدا راه را نشون داده حالا ما سرنوشت را می سازیم ولی با اختیار خودمون و با اراده خدامون.
موفق باشید