عشق در آغوش کشیدن است , در آغوش خفتن است

 

و در آنجا در آغوش سوختن است

 

در آغوش... مردن است جان دادن است و زنده گشتن است

 

عشق خوابگاه است و در آنجا محراب است

 

عشق بستر است و در آنجا دریاست

 

عشق فراز بام است و در آنجا آسمان است

 

عشق آسمان است و در آنجا ملکوت است

 

عشق گرم شدن است و در آنجا گداختن است

 

عشق خواستن است و در آنجا ... نمی دانم چیست ؟ نمی دانم چه بگویم ؟

 

کلمات را آنجا راه نمی دهند که بروند و ببینند وبرگردند و برایت حکایت کنند ...

 

ای انسان !

 

ای که جز با پیام وحی , جز با کلمه الله به آن خلوت زیبای غیبی راه نداری